نقد سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه و ضرورت اتحاد ملتها برای صلح و ثبات
جمهوری اسلامی ایران طی چهار دههی گذشته سیاست خارجی و داخلی خود را بر پایهی خشونت، سرکوب و صدور بحران بنا نهاده است. سیاستهای این رژیم نه تنها برای مردم ایران پیامدهای ویرانگری به همراه داشته بلکه برای کل منطقهی خاورمیانه نیز جز بیثباتی، جنگهای نیابتی و تقویت جریانهای افراطی هیچ دستاوردی نداشته است. بررسی دقیق رفتارهای ایران در سطح منطقهای و داخلی به روشنی نشان میدهد که پروژهی این رژیم اساساً پروژهای مبتنی بر خشونت و حذف مخالفان است.
در سطح منطقهای، ایران با استفاده از گروههای نیابتی در عراق، سوریه، لبنان و یمن، به جای کمک به ایجاد دولتهای باثبات و مستقل، تلاش کرده است که با دامن زدن به تضادها و درگیریهای قومی و مذهبی، نفوذ خود را گسترش دهد. حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و گروههای شبهنظامی در عراق و سوریه، همگی بازوهای اجرایی سیاستی هستند که هدف اصلی آن تضعیف حاکمیت ملی کشورها و وابسته ساختن آنها به تهران است. نتیجهی چنین سیاستی روشن است: جنگهای طولانیمدت، مهاجرتهای اجباری، نابودی زیرساختهای اساسی و افزایش نفرت میان ملتهای منطقه.
این پروژه در ذات خود چیزی جز بازتولید خشونت و گسترش بیثباتی نیست. رژیم ایران برای حفظ موجودیتش نیازمند ادامهی بحران در خارج از مرزهاست؛ زیرا هرگاه منطقه به سمت ثبات حرکت کند، مشروعیت این رژیم در داخل بیش از پیش زیر سؤال میرود. بنابراین، ادامهی سیاستهای مداخلهگرایانه و توسعهطلبانه نه یک انتخاب، بلکه بخشی جداییناپذیر از بقای این نظام است.
اما آنچه ایران در سطح منطقه انجام میدهد، به شکلی عریانتر در داخل مرزهای خود علیه اقلیتها و بهویژه ملت کرد تکرار میشود. کردها در ایران دهههاست که با تبعیض سیستماتیک، سرکوب فرهنگی، فقر اقتصادی و امنیتیسازی زندگی روزمره مواجه هستند. هرگونه فعالیت مدنی یا سیاسی کردها با برچسبهای امنیتی همچون «تجزیهطلبی» و «اقدام علیه امنیت ملی» سرکوب میشود. اعدام فعالان کرد، بازداشتهای گسترده، محدودیتهای آموزشی و زبانی، و سیاستهای توسعهزدایانه در کردستان ایران تنها بخشی از این سرکوب مستمر است.
بنابراین میتوان گفت که همان سیاستی که جمهوری اسلامی در عراق و سوریه برای بیثباتسازی اجرا میکند، در داخل ایران علیه ملت کرد و دیگر اقلیتها بهکار گرفته میشود. در هر دو سطح، هدف یکی است: حفظ قدرت مطلقهی رژیم از طریق ایجاد فضای رعب، بحران دائمی و نابودی هرگونه صدای مستقل.
در چنین شرایطی، اگر ملتهای منطقه خواهان صلح، ثبات و توسعهی پایدار هستند، باید درک کنند که منبع اصلی بیثباتی نه اختلافات میان خودشان بلکه سیاستهای جمهوری اسلامی است. تجربهی چهار دههی گذشته نشان داده که هیچ کشوری در منطقه نمیتواند به تنهایی در برابر این سیاستهای مخرب ایستادگی کند. تنها با اتحاد میان ملتها و ایجاد جبههای مشترک علیه پروژهی خشونتمحور تهران است که میتوان آیندهای متفاوت رقم زد.
کردستان و بهویژه حزب استقلال کردستان (PSK) از زمان تأسیس خود در سال ۲۰۰۶ همواره بر همین رویکرد تأکید کرده است. این حزب با درک درست از ماهیت رژیم ایران و سیاستهای توسعهطلبانهی آن، همواره خواستار اتحاد ملتهای منطقه در برابر این تهدید مشترک بوده است. امروز که شواهد ناکارآمدی و ویرانگری سیاستهای ایران بیش از هر زمان دیگری آشکار است، زمان آن فرا رسیده که این دیدگاه بهطور عملی پیادهسازی شود.
ملتهای کرد، عرب، ترک، بلوچ و سایر اقوام و ملل منطقه در صورتی که بتوانند بر سر منافع مشترک یعنی صلح و ثبات به توافق برسند، خواهند توانست رژیم ایران را از ابزار همیشگیاش یعنی دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی محروم کنند. این اتحاد نه تنها برای مقابله با تهدید تهران ضروری است بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری نظمی نوین در خاورمیانه باشد؛ نظمی که بر پایهی همزیستی، احترام متقابل و توسعهی پایدار استوار باشد.
نکتهی کلیدی آن است که ملتها باید خود ابتکار عمل را در دست گیرند و منتظر مداخلهی قدرتهای خارجی نباشند. تجربهی تلخ جنگهای نیابتی در عراق و سوریه نشان داد که دخالت قدرتهای جهانی نه تنها کمکی به صلح نکرده بلکه بر پیچیدگی و عمق بحرانها افزوده است. بنابراین، تنها اتحاد درونمنطقهای و همگرایی ملتها میتواند راهحل واقعی باشد.
در پایان باید تأکید کرد که سیاستهای جمهوری اسلامی ایران چه در سطح داخلی و چه در سطح منطقهای بر پایهی سرکوب و خشونت استوار است. این رژیم منبع اصلی بیثباتی در خاورمیانه است و مقابله با آن تنها با اتحاد ملتها ممکن خواهد شد. حزب سربستی کردستان (PSK) از سال ۲۰۰۶ این حقیقت را گوشزد کرده و اکنون زمان آن فرا رسیده که ملتهای منطقه با اتخاذ این رویکرد، آیندهای آزاد و باثبات برای خود رقم بزنند
امید اخرتی
١٥/٠٩/٢٠٢٥




